مِلودِیِ قَلِبِـ

آدمی که درحال گریختن از خودش است.

?WHO AM I

تو اعتراضات وقتی داشتم برمیگشتم دیدم به پای دخترا ساچمه میزنن رفتم کمکشون و به بابام گفتم برو من برمیگردم 

ولی هیچوقت برنگشتم