مِلودِیِ قَلِبِـ

آدمی که درحال گریختن از خودش است.

گمان میکردم...

گمان میکردم با گذراندن این مرحله ، اندکی آرامش نصیبم گردد و قوی تر برخواهم گشت اما...

اینک پی بردم نه تنها اینگونه نیست بلکه تلاشی فراتر از گذشته را خواستار شده اینچنین است که اگر چه با ترک کردن چیزهای فراوان در ازای آن نیرومند تر شدم اما زمانی که دَرِ مرحله بعد را گشودم به یکباره سقوط سهمگینی را تجربه کردم، سقوطی که از جنس پریدن بود.

حال بایستی مجدد با این مرحله و دشواری های سخت و هولناک آن مواجه شوم،

  • باز هم به تنهایی ، باز هم من ، همراه با خویش.

 

روش کشتن ادما..:)

ما هر کسی را طوری می‌کشیم؛ بعضی از آنها را با گلوله، بعضی از آنها را با حرف و بعضی‌ها را با کارهایی که کرده‌ایم و بعضی‌ها را با کارهایی که تا به امروز برای آنها نکرده‌ایم.

خودکشی..:)

طرز خودکشی تو هر کسی منحصر به خودشه، یکی دیگه شیک نمیپوشه، یکی دیگه آرزو نمیکنه، یکی دیگه به تحصیل ادامه نمیده، یکی دیگه به خودش نمیرسه، یکی مدام آهنگ غمگین گوش میده، یکی دیگه از خودش عکس یادگاری نمیگیره، خودکشی که فقط گرفتن جون نیست، کشتن هر ذوق خودکشیه...