عذرخواهی؛)
نمیدونم جدی کاش بعضیاتون لیاقت عذرخواهی داشتید چون دلم براتون تنگ میشه
نمیدونم جدی کاش بعضیاتون لیاقت عذرخواهی داشتید چون دلم براتون تنگ میشه
منظورتون چیه که شما با خودتون صحبت نمی کنید؟ من طوری با خودم صحبت میکنم که انگار همزمان با چند نفر آدم زنده حرف می زنم. خودم رو مسخره میکنم، به چالش می کشونم و از خودم سوال می پرسم. چقد سالم هستید، عجباااا.
همه دنبال آدم درست میگردن ولی هیچکس سعی نمیکنه که آدم درست باشه.))
اگه پستچی بودم بعد رسوندن هر بسته میگفتم بیا دوتایی انباکس کنیم ببینیم چیا داری.
هیچکس بهم نگو اخ تو شب یلدای منی، شاید من شام غریبانم.
فصل امتحانات شده و علاقه منم به فیلم دیدن برگشته.🥹
فکرکن یکی برات کتاب بخره بعد تو یه صفحهش نقاشی چشمات رو کشیده باشه🛐
+دخترک موطلایی لب دریا ایستاده بود باد توی موهای بلندش میپیچید و درست مثل موج های دریا موهایش در تلاطم بودند
درست همونطور که همیشه رویایش را میدید بلاخره به ارزویش رسیده بود
کنار دریا با حال خوش
شروع کرد به قدم زدن
و سپس دویدن
حالش خیلی خوب بود
لبریز از احساس زندگی و شادی بود
هیچ گاه باورش نمیشد که به این نقطه برسد
همیشه با خود فکر میکرد که قراره فقط به تحمل کردن اماده دهد
و اما حال
حال اون واقعا احساس زنده بودن میکرد
انگار تازه چشم گشوده بود بر زیبایی های شگفت انگیز دنیا
و بلاخره دریافت
که اری
حتی بدترین چیز ها هم روزی به پایان میرسند
و حتی از سخت ترین جاده ها هم میتوان عبور کرد..