مِلودِیِ قَلِبِـ

آدمی که درحال گریختن از خودش است.

love language

یکی از love languageهام اینه که خریدامو

دونه دونه بهت نشون بدم و دربارشون

اینجوری✨💗💘🌸🎀 باهات حرف بزنم.

وضعیت ایران:

هفته‌ی پیش این موقع‌ها داشتیم یاد می‌گرفتیم اگر خواستن توی اسنپ بکشنمون چجوری مقاومت کنیم، این هفته‌ هم داریم فرق صدای ضدهوایی و موشک رو یاد می‌گیریم.

نمی‌خوام هفته‌ی بعد رو ببینم🥲

If I become a mother

- من اگه یه روزی مامان بشم یه کاغذ میچسبونم به در اتاقش ؛

‌± مینویسم هروقت بغل لازم داشتی من اولین نفرم ك بغلت میکنم :))!

🎀✨️

درد...!

یه دردایی هست که فقط مال خود خودته

نه میشه گفت

نه میشه نوشت

نه میشه کمک گرفت

همش میشه فکر و خیال!

تاسیان؛

تو کجا؟ 

کوچه کجا؟ 

پنجره ی باز کجا؟ 

من کجا؟ 

عشق کجا؟ 

طاقتِ آغاز کجا؟ 

تو به لبخند و نگاهی

منِ دلداده به آهی

بنشستیم 

تو در قلب و منِ خسته به چاهی

گُنه از کیست؟ 

از آن پنجره ی باز؟ 

از آن لحظه ی آغاز؟ 

از آن چشمِ گنه کار؟ 

از آن لحظه ی دیدار؟ 

کاش می شد گُنهِ پنجره و لحظه و چشمت 

همه بر دوش بگیرم 

جای آن یک شب مهتاب

تو را یک نظر از کوچه ی عشاق ببینم :)